من شاعر ناچاری دیوان بلی یم
آن قافیه لو رفت و کسی منتظرم نیست
فوراً بله را گفتم و لرزید صدایم
دانسته ندانسته شکستیم همان وقت
هر واعظ حرّاف نوشت شعر حوایم
من شعر نگفته همه اش قاب گرفتم
زرتشت گریزان که مبادا بسرایم/
/ شعر از علی محمد میر متخلص به آرمین
برچسب: نویسنده: مانی اکبرینژاد تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 5:20